arianarian، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

آرین مامانی

غذا خوری

سلام عزیز دل مامان: پسرم این روزا لحظه شماری میکنم که شما 6 ماهت تموم بشه تا بتونی غذا بخوری . اآخه هر چی که میبینی می بری طرف دهنت و می خوای بخوریش.من و بابایی  هم که جرات نمی کنیم چیزی جلوتون بخوریم.همچین به ما نگاه میکنی که آدم دلش میسوزه.واسه همین ههش مجبوریم پشتمون به شما باشه که شما نگاه نکنی. فقط خدا کنه به غذا خوردن که می افتی غذا بخوری گلم.
24 شهريور 1392

وجود نازت

پسرم نمی دانم این همه صبر و تحمل را از کجا آورده ام!!! زمانی که تو که گریه می کنی، من حوصله می کنم... زمانی که تو بازی می کنی، من بچگی می کنم... زمانی که تو بی خوابی می کنی، من صبوری می کنم... زمانی که تو خسته ای،من بردباری می کنم... زمانی که تو خواب می خواهی، من بی خوابی می کنم... زمانی که تو گرسنه ای و من خواب می خواهم،تحمل می کنم... زمانی که تو مریض می شوی، من پرستاری می کنم... پسرم،دنیای من، همه ی این شدنها یم را مدیون وجود ناز تو هستم... """تمام این لحظات ناب را با دنیا عوض نمی کنم"""
10 شهريور 1392

5 ماهگی

سلام عزیز مامان: خوشحالم خیلی خوشحالم آخه امروز پسر خوشمل مامان 1 ماه بزرگتر شده .آره عزیزم امروز شما  وارد 6 ماه شدی. از صبح می خواستم واست پست بذارم ولی هر کاری کردم اینترنت باز  نکرد.پسرم امروز صبح آجی دینا زنگ زد تا بهت 6 ماهگیتو تبریک بگه. پسرم این روزا از بی قراریات دیگه خبری نیست.عوضش یه کم شیطون شدی و همش دوست داری باهات بازی کنم. کلأ خیلی عسل شدی و مامانی می خواد بخوردت. یه خبر خوشم بهت بدم بابایی قول داده تا چن هفته ی دیگه بیاد و پسری رو از تنهایی در  بیاره. خوب دیگه باید برم آخه شما دارید بیدار میشید و مامانی هم باید در خدمت شما باشه.                   &nb...
3 شهريور 1392
1